{"title":"تحلیل الگوی مکانی روشنههای طبیعی در تودههای آمیخته راش (Fagus orientalis Lipsky) در جنگلهای هیرکانی","authors":"علی اصغر واحدی, اسداله متاجی, عزت اله خطیبنیا","doi":"10.22092/IJFPR.2020.343384.1939","DOIUrl":null,"url":null,"abstract":"الگوی مکانی و پراکندگی روشنههای ایجادشده در جنگلهای طبیعی، یکی از موارد مهمی هستند که میتوانند در ارزیابی کیفیت آینده این بومسازگانها بهکار برده شوند. در این راستا، پژوهش پیشرو در قطعه شاهد سری سه در گلندرود شهرستان نور با هدف معرفی الگوی مکانی روشنههای طبیعی در جنگلهای آمیخته راش (Fagus orientalis Lipsky) انجام شد. برمبنای آماربرداری صددرصد، مرکز روشنههای موجود در منطقه مورد مطالعه با استفاده از دستگاه موقعیتیاب ثبت شد. همچنین، سطح هر روشنه با استفاده از روش شعاعی اندازهگیری شد. تحلیلهای آماری با کاربرد فرم اصلاحشده تابع K رایپلی در قالب تابع L و نیز تابع تکمتغیره همبستگی نشاندار انجام گرفت. از آزمون مونتکارلو بهمنظور بررسی معنیداری تفاوت الگوهای مشاهدهشده نسبت به الگوی تصادفی بهعنوان فرض صفر استفاده شد. نتایج نشان داد که روشنههای با مساحتهای کوچک (کمتر از دو آر) و متوسط (دو تا پنج آر) بهترتیب 32 و 49 درصد از فراوانی روشنهها را در منطقه مورد مطالعه بهخود اختصاص دادند. پراکنش روشنههای کوچک فقط در شعاع 14 تا 20 متری از نوع کپهای (تجمعی) بود. بهغیراز این مورد، روشنهها در همه طبقههای سطحی، پراکنش کاملا تصادفی داشتند. با احتساب تمام طبقههای سطحی، الگوی مکانی روشنهها در جنگل مورد مطالعه بهصورت کپهای بهدست آمد. نتایج تحلیل تابع همبستگی نشاندار و شاخصه همبستگی تراکم بهترتیب نشان دادند که استقرار و تعداد انواع طبقههای سطحی روشنه در هر کپه بهصورت تصادفی و مستقل از یکدیگر هستند. با استناد به وضعیت و نحوه چیدمان روشنهها در این پژوهش میتوان بهازای شعاع 40 متر، موزاییکهایی را در جنگل مورد مطالعه تفکیک کرد که شامل یک یا چند توده با سنین مختلف و در مراحل مختلف تحولی باشند. از این موزاییکها میتوان بهعنوان یکی از شاخصههای سطح مبنا برای اجرای روند بهینه مدیریتی استفاده کرد.","PeriodicalId":270318,"journal":{"name":"Iranian Journal of Forest and Poplar Research","volume":"92 1","pages":"0"},"PeriodicalIF":0.0000,"publicationDate":"2020-09-22","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":"0","resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":null,"PeriodicalName":"Iranian Journal of Forest and Poplar Research","FirstCategoryId":"1085","ListUrlMain":"https://doi.org/10.22092/IJFPR.2020.343384.1939","RegionNum":0,"RegionCategory":null,"ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":null,"EPubDate":"","PubModel":"","JCR":"","JCRName":"","Score":null,"Total":0}
引用次数: 0
Abstract
الگوی مکانی و پراکندگی روشنههای ایجادشده در جنگلهای طبیعی، یکی از موارد مهمی هستند که میتوانند در ارزیابی کیفیت آینده این بومسازگانها بهکار برده شوند. در این راستا، پژوهش پیشرو در قطعه شاهد سری سه در گلندرود شهرستان نور با هدف معرفی الگوی مکانی روشنههای طبیعی در جنگلهای آمیخته راش (Fagus orientalis Lipsky) انجام شد. برمبنای آماربرداری صددرصد، مرکز روشنههای موجود در منطقه مورد مطالعه با استفاده از دستگاه موقعیتیاب ثبت شد. همچنین، سطح هر روشنه با استفاده از روش شعاعی اندازهگیری شد. تحلیلهای آماری با کاربرد فرم اصلاحشده تابع K رایپلی در قالب تابع L و نیز تابع تکمتغیره همبستگی نشاندار انجام گرفت. از آزمون مونتکارلو بهمنظور بررسی معنیداری تفاوت الگوهای مشاهدهشده نسبت به الگوی تصادفی بهعنوان فرض صفر استفاده شد. نتایج نشان داد که روشنههای با مساحتهای کوچک (کمتر از دو آر) و متوسط (دو تا پنج آر) بهترتیب 32 و 49 درصد از فراوانی روشنهها را در منطقه مورد مطالعه بهخود اختصاص دادند. پراکنش روشنههای کوچک فقط در شعاع 14 تا 20 متری از نوع کپهای (تجمعی) بود. بهغیراز این مورد، روشنهها در همه طبقههای سطحی، پراکنش کاملا تصادفی داشتند. با احتساب تمام طبقههای سطحی، الگوی مکانی روشنهها در جنگل مورد مطالعه بهصورت کپهای بهدست آمد. نتایج تحلیل تابع همبستگی نشاندار و شاخصه همبستگی تراکم بهترتیب نشان دادند که استقرار و تعداد انواع طبقههای سطحی روشنه در هر کپه بهصورت تصادفی و مستقل از یکدیگر هستند. با استناد به وضعیت و نحوه چیدمان روشنهها در این پژوهش میتوان بهازای شعاع 40 متر، موزاییکهایی را در جنگل مورد مطالعه تفکیک کرد که شامل یک یا چند توده با سنین مختلف و در مراحل مختلف تحولی باشند. از این موزاییکها میتوان بهعنوان یکی از شاخصههای سطح مبنا برای اجرای روند بهینه مدیریتی استفاده کرد.
الگوی مکانی و پراکندگی روشنههای ایجادشده در جنگلهای طبیعی، یکی از موارد مهمی هستند که میتواند در ارزیابی کیفیت آینده این بومسازگانها بهکار برده شوند.در این راستا، پژوهش پیشرو در قطعه شاهد سری سه در گلندرود شهرستان نور با هدف معرفی الگوی مکانی روشنههای طبیعی در جنگلهای آمیخته راش (Fagus orientalis Lipsky) انجام شد.برمبنای آماربرداری صددرصد، مرکز روشنههای موجود در منطقه مورد مطالعه با استفاده از دستگاه موقعیتاب ثبت شد.همچنین، سطح هر روشنه با استفاده از روش شعاعی اندازهگیری شد.تحلیلهای آماری با کاربرد فرم اصلاحشده تابع k رایپلی در قالب تابع l و نیز تابع تکمتغیره همبستگی نشاندار انجام گرفت.از آزمون مونتکارلو بهمنظور بررسی معنیداری تفاوت الگوهای مشاهدهشده نسبت به الگوی تصادفی بهعنوان فرضصفر استفاده شد.نتایج نشان داد که روشنههای با مساحتهای وکچک (کمتر از دو آر) و متوسط (دو تا پنج آر) بهترتیب 32 و 49 درصد از فراوانی روشنهها را در منطقه مورد مطالعه بهخود اختصاص دادند.پراکنش روشنهای وکچک فقط در شعاع 14 تا 20 متری از نوع کپهای (تجمعی) بود.بهغیراز این مورد، روشنهها در همه طبقههای سطحی، پراکنش کاملا تصادفی داشتند.با احتساب تمام طبقههای سطحی، الگوی مکانی روشنهها در جنگل مورد مطالعه بهصورت کپهای بهدست آمد.نتایج تحلیل تابع همبستگی نشاندار و شاخصه همبستگی تراکم بهترتیب نشان دادند که استقرار و تعداد انواع طبقههای سطحی روشنه در هر کپه بهصورت تصادفی و مستقل از یکدیگر هستند.با استناد به وضعیت و نحوه چیدمان روشنهها در این پژوهش میتوان بهازای شعاع 40 متر، موزایکهای را در جنگل مورد مطالعه تفکیک ردکه شامل یک یا چند توده با سنین مختلف و در مراحل مختلف تحولی باشند.از این موزایکها میتوان بهعنوان یکی از شاخصههای سطح مبنا برای اجرای روند بهینه مدیریتی استفاده کرد.